۲-خدا وکیلی ندیدم جوونوری مثل آدمیزاد! واسه بازدید از ی جایی که تو بیابون بود و طبعآ چرندگان و خزندگان و جوندگان گوناگونی هم توش یافت میشدن رفته بودیم.. دم یکی از نگهبانیاش میبینیم ی جونور کوچولوه بالا پایین میپره ! میرسیم بهش میبینیم نگهبان برداشته ی چیزی تو مایه های قلاده انداخته دور گردن ی نمیدونم سوسمار بود چی بود عین سگ!!! بستش به لوله این بالابر!! براش غذا اینا میندازه اونم میره میگیره! حالا یارو قلاده رو چطور انداخته دور گردن این زبون بسته والله اعلم!
خدایا توبه!!!
۳- توی این چند روزه تو دنیای نت با چند تا سوء تفاهم پشت سر هم برخورد کردم که چه واسه خودم چه دیگران..هرچند میشه از این فضا خیلی خوشگل استفاده کرد اما خیلی راحت تر میتونه بدرد نخور باشه مگه نه؟
۴- مرتیکه!! از هیکلت۲۰۰ کیلویی و اون ۵۰ کیلو!سبیلت!!!! به جهنم..حداقل از سن و سالت خجالت بکش!!! اِ اِ اِ ؟؟؟آخه دِ رحمت به پاچه اون بدبخت بیاد..بیچاره! تموم نمیشه باقیشم برای فردات بذار! آخه آبدارچی هم زیر آب زدن داره؟؟ بدبخت! فقط بدون دست رو دست زیاده
۵-عشق است بچه های کف بازار!![]()
دلت شاد
